تبلیغات
وبلاگ تخصصی لاست LOST

وبلاگ تخصصی لاست LOST
 
نویسندگان
نظر سنجی
به نظرتون بهترین بازیگر لاست کیه ؟











صفحات جانبی
«اقتصاد دان»


این قسمت از جزیره شروع می شه... مایلز در حال بحث با جکه و می خواد بدونه بن کجاست... سعید یه دستبند از دست نائومی باز می کنه که روش نوشته: «ن، من همیشه با تو خواهم بود. آر.جی.»

سعید به خلبان می گه که شارلوت رو از پیش لاک میاره، به شرطی که اونو ببره به کشتی شون و خلبان قبول می کنه... جولیت به ساحل می ره تا دزموند رو هم بیاره، چون عکسش رو توی کیف نائومی پیدا کرده بودن...
.
توی یکی از جالب تری فلش فورواردهای سریال، در این قسمت با سعید همراه می شیم که توی یه زمین گلف در حال بازی کردنه و با یه مرد ایتالیایی برخورد می کنه... با هم سر بازی شرط می بندن و در همین حین سعید بهش می گه که یکی از 6 بازمانده اوشنیک 815 است... مرد با شنیدن این حرف جا می خوره و با اینکه شرط رو برده می خواد زودتر بره، اما سعید اصرار می کنه که شرط رو پرداخت کنه و به جای پول با یه گلوله مرد رو می کشه!
در صحنه بعد باز هم سعید رو می بینیم که اینبار در آلمانه و وارد یه رستوران شلوغ می شه و روی یه صندلی خالی کنار میز یه دختر جوون می شینه... وقتی با هم صحبت می کنن سعید میگه برای کشف استعدادهای درخشان به برلین اومده و دختر هم ادعا می کنه برای یک اقتصاد دان کار می کنه که در کشورهای در حال توسعه کار می کنه... دختر از سعید می پرسه که آیا اونو می شناسه و سعید جواب می ده: اگر اجازه بدی شام ببرمت بیرون بهت می گم منو از کجا می شناسی! دختر قبول می کنه... سعید با یه موبایل به یه مرد زنگ می زنه و می گه که تماس برقرار شده و بعد گوشی رو توی سطل زباله میندازه!
.
لاک که به طرف کلبه می رفت، وقتی به محل کلبه می رسه، می بینه که کلبه سر جاش نیست!!
.
جک از کیت می خواد که همراه سعید و دزموند و مایلز بره، چون به لاک اعتماد نداره و وقتی کیت ازش می پرسه از کجا مطمئنی کاری که با نائومی کرد، با من نکنه؟ جواب می ده: چون ساویر نمی ذاره! بناراین کیت هم همراه سعید و مایلز راهی می شه...
.
دوباره در فلش فوروارد سعید رو می بینیم که آماده شده تا با دوست جدید آلمانیش، السا، به اپرا بره... دختر تصمیم می گیره پیجرش رو (که توسط اون رئیسش خبرش میکنه) با خودش نیاره... اما سعید اونو با خودش میاره و می گه نمی خواد باعث اخراجش از کارش بشه... السا از سعید می پرسه که آیا اونم رئیس داره؟ و سعید جواب می ده: همه یه رئیس دارن! دختر دوباره می پرسه: تو گفته بودی فقط یه هفته اینجا می مونی، چرا هنوز نرفتی؟ و سعید جواب می ده کاری که به خاطرش اینجام ثابت کرد سخت تر از اونیه که فکر می کردم!!
.
توی جزیره دن اون آزمایش جالبش رو انجام می ده... به این صورت که یه مختصات برای کشتی معین می کنه و بعد یه کلاهک از کشتی به طرف اون مختصات پرتاب میشه... اما وقتی متصدی کشتی می گه که کلاهک با هدف برخورد کرده، توی جزیره هیچ چیزی رویت نمی شه!! اما بعد از 31 دقیقه تازه کلاهک به جزیره می رسه!!


.
کیت و سعید و مایلز به دهکده می رسن و صدای کمک خواستن کسی رو از توی یکی از خونه ها می شنون... وقتی وارد می شن هارلی رو توی یکی از کمدها پیدا میکنن که می گه بقیه رفتن و اونو جا گذاشتن! و می گه که احتمالاً همین بلا رو سر بن هم آوردن... بنابراین اونا وارد خونه بن می شن و شروع به گشتن می کنن... وقتی کیت داره توی یکی از اتاقا رو می گرده ساویر وارد می شه و بهش اشاره می کنه که ساکت باشه اما کیت سعید رو صدا می زنه و وقتی سعید می خواد دنبال صدا بره بقیه افراد لاک اونو می گیرن و معلوم می شه که صحبت های هارلی فقط نقشه بوده!
کیت با ساویر بحث می کنه که برای چی می خواد توی جزیره بمونه و ساویر می گه اون چرا می خواد بره درحالیکه پاش به زمین نرسیده میندازنش توی زندان؟ و ازش می خواد توی جزیره بمونه... و کیت قبول می کنه!
سعید از لاک می خواد شارلوت رو بهش بده تا بتونه به کشتی بره و ببینه این افراد واقعاً برای چی اومدن.. لاک قبول می کنه و سعید در عوض مایلز رو به لاک می ده
.
در فلش فوروارد سعید و السا با هم صحبت می کنن و السا سعید رو قانع می کنه که در مورد خودش حرف بزنه، اما توی همین لحظه پیجرش زنگ می زنه و می گه که باید به هتل آدلون بره... سعید بهش می گه که باید سریع شهر رو ترک کنه، چون مردم به زودی می پرسن چی سر رئیسش اومده! و السا متوجه می شه که همه چیز برای رسیدن به رئیسش بوده و سعید قصد کشتن اونو داره... سعید به السا می گه اسم رئیسش توی لیسته و باید کشته بشه! اما السا در عین غافلگیری به سعید شلیک میکنه و با رئیسش تماس می گیره و بهش می گه که هتل رو ترک کنه و ما متوجه می شیم خود السا هم با نقشه با سعید رابطه برقرار کرده تا اسم رئیسش رو بفهمه! اما توی یه درگیری سعید السا رو می کشه... راستی، السا دستبندی شبیه اونچه دست نائومی بوده، داشته که همیشه همراهش بوده! (گرفتن یه شات از این دستبند سخت ترین کاری بود که تا حالا کرده بودم، خیلی هم واضح نشد آخر... اما اگر خود فیلم رو ببینید شباهت دو تا دستبند رو می بینید!)

.
سعید همراه با شارلوت بر می گرده و می گه که اونا مایلز رو نگه داشتن و کیت هم خودش خواسته که بمونه... وقتی می خوان سوار هلیکوپتر بشن دن به لاپیدوس تاکید می کنه هر اتفاقی که افتاد، فقط از همون مسیری که اومدن برگرده!
.
در آخرین فلش فوروارد سعید رو می بینیم که با کتف زخمی وارد محلی شبیه دامپزشکی می شه و مردی که داره زخمش رو درمان می کنه (رئیسش) می خواد در مورد السا اطلاعاتی بگیره و مطمئن بشه که سعید چیزی بهش نگفته... و این رئیس کسی نیست جز: بن!





__________________
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

Helllo . welcome to my weblog . please COUNSEL
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :